bax sampad of DEZFUL
در وصف مزاحمان امروزي (معلمان)
با شما هستم بله با معلمان با دبیران . بادبیران زیست و شیمی با ریاضی و دینی با زبان و عربي با فيزيك و اجتماعي يا فارسي همين شما كه گاه مهر بانيد و گاه خشمگين و قانون نمره دادن شما هست بر روي اين . وقت شادي شما نمره ي ما هست 20 يا وخشم ما مي گيريم 17 به پايين . البته نمي گويم كه همه ي شما هستيد چنين .اما وقتي شاديد هستيد منصف تر از اين تا آخر سال شعارتان هست درس يعني سالي يك بار ديدن خاله هست بس .هميشه ما بدهكار بوديم شما طلبكار هر چه شهريه مي داديم نمي شد حسابمان صاف . با هم زياد داريد جنجال چون هيچكدامتان به نفع ديگري نمي رود كنار . با هم مي كنيد لج ولج بازي دودش مي رود در چشم ما بچه هاي عشق بازي . . آهاي معلمان كوتاه و بلند آهاي معلمان چاق و لاغر دوست داشتيم ببينيم يك روز راحت .آن روز كه نباشيم خسته از درس آن روز كه نگوييم بد به هر درس . آن روز كه از شادي با شما بگوييم لطيفه آن روز كه از خشم نگوييم لباس شما كثيفه .. ممنون از تلاشات بي ثمر شما باشد كه سال بعد بشيد بهتر از حالا .. . .


ریزعلی پیراهنش بی نفت مانده چاک چاک
شست پطروس گیر کرده داخل سوراخ باک
بحث بحران انرژي در جهان ما را نمود...
...گرچه از چاله رها...اما دمر اندر مغاك
يك صدايي ميرسد از گوشه ي دنيا به گوش
گرچه بويش مي كند فردا گروهي را هلاك
یک طرف موشک به اوج آسمانها می رود
یک طرف پوشک ز پای کودکی افتد به خاک
بهر یک بشکه فزون تر عالمی در قوطی اند
بابت یک جرعه از قوطی دهان رفته به …
یک طرف یک عده ای تجمیع آرا می کنند
می کشد بالا به ناگه قیمت نفت اوپاک
واقعا من این همه از معضلاتی دم زدم
مشکلت این قافیه بود و اوپک بودت ملاک؟
بنده می گویم ز بحران و شما نیشت کجاست...
می رسد روزی که من هم بس بخندم خنده ناک:
کار مردان میشود دلالی پوند و دلار
میرود از یادشان ..خامه پنير و شير پاک
جمع نسوان هم در این هنگومه شکل سنگپشت
رفته تا گردن فرو در رنگ موی و جنس لاک
...
گرچه روی جعبه ی کبریت حک شد:بیخطر
در کنارش گر نشیند نفت...باید زد به چاک
الغرض این بازی نفت است و کبریت و خطر
انفجارش نرم و موزون چون نوای هارد راک
بازی با دمب شیران آخرش گاز است لیک...
گنده گازان را چه ترس و دم کلفتان را چه باک؟
بنده از هسته بنتوانم نویسم لیک هست:
تخم انگوری به روی شاخه آویزان ز تاک
ماجرای هسته هم خود شرح درد دیگری است
کو نمیگنجند ثنایش طی این وقت و مقال
قافیه تغییر کرده... تیز باش ای خرده گیر
جای چسبیدن به نفت و اين خیالات محال
حشو اين ابيات و اطناب كلامم محرز است...
شرمسارم در لفافه...روسياهم چون زغال
این غزل هم بی جهت شد مثنوی ای معنوی
در مثل گویی که حافظ شد به ناگه...مولوی....
اي خدا از دست نفت اقصي نقاطم سوخت سوخت...
كيسهاي از جنس زر هر كس كه زر اندوخت، دوخت
كيسه ها مملو ز نفت است و گهي از گاز گاز
شبهه از ملّا بپرس و از من مهراز... راز
راز اين كيسه و ما فيها كمي پيچيده است
هر كسي از سر آن آگه شده گرخيده است
تا به اين حد گويمت يك عامل جنگ است نفت
گرچه گاهي تا ثريا مي شود با نفت، رفت..
ای ثریا تو کجایی تا شوم من چاکرت...
چارقت دوزم لپت بوسم زنم شانه سرت...
ای ثریا تو کجایی تا کنم نازت تورا
پسته ای شی...انبری گردم...کنم بازت تورا...
پسته گفتم...یک دو جای دیگرم هم سوخت باز!
آتشی در سینه ام با قیمتش افروخت باز
سینه و دست و سر و پا و به کل... کل بدن
زندگی گاو کهن می خواهد و مرد خفن!
نفتمان را بر سر سفره نمی خواهیم ما
(...حال کردم با خودم! راستی چقد ماهیم ما!)
بر سر سفره نباشد پسته گر گو نیست..نیست....
باید از فقدان انسان بر سر سفره گریست
آدمیت از دل ما رفته جانا گریه کن
ای خدا امشب تو هم بر خیز و با ما گریه کن
هی نگو کار دگر دارم بیا بنشین عزیز...
وقت دیگر دیر می گردد ...خدایا! ..گریه کن
من ندیدم این همه با ناز هرگز یک خدا
زوریه اصلا همین الاًن!... حالا گریه کن!
آدم و حوا کجا ...این مردمان دون کجا؟
یک کمی بر حال فرزندان حوا گریه کن...
کودکی دیدم درون روضه ای با پای خویش...
توی پهلوی پدر می زد که بابا! گریه کن!
من شنیدم آن پدر با بچه اش آرام گفت:
تخم جن ...ساکت بشین...ای مرگو "بابا گریه کن!"
جای دیگر کار دیگر می کنی...باشد قبول...
جای دیگر ...جای خود...اما نه اینجا ...گریه کن!
یک نظر بر حال خود کن...یک نظر بر جامعه...
گرچه جمعاً بهتره...اما تو تنها گریه کن...
فقر و جنگ و دزدی و فحشاء و مرگ و قتل عام
گر چه بر ما شش جهت بستند ره را، گریه کن...
غزه و صیدا و سور و کابل و بغداد و ...مرگ!
زهرمار! بسه! نخند....بر وضع دنیا گریه کن...
اشک هم که غالباً از آن بیت المال نیست...
پس همراه من...مصرا(ع) به مصرا گریه کن
در پی چی ای؟همه اش این شکلیه اشعار من
تا تهش هم که بری باز می رسی تا "گریه کن!"
من اگر تا صبح هم واژه به واژه صف کنم
می شود تا شب به شدت شعر گف با "گریه کن"
الغرض گر حال من خوش نیست ...نیشت را ببند!
یا برو اذیت نکن...یا جان نیما گریه کن!
شعر از نیما دهقانی
اسمم:سیمین
سمتم:کاربر
جنسیتم:مونث
تولدم:۵/۷
محل زندگیم:خوزستان
مقطع تحصیلیم(بابا باسواد): دبیرستان
آدرس ایمیلم:www.Kh_simin_2007@yahoo.com
روز عضویتم در Sampadia:چهارم فروردین ۸۸کد عضویت من:۳
سلام سلام جیگرا سمپادیا تیزهوشانیا حالتون خوبه؟
سال نوتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشین...
اولین باریه که دارم میام آپ کنم یادتون باشه نظر یادتون نره بدین هااااااااا....
یادتون باشه حتما به وباتون منم سر میزنم اما باید نظر بدین که منم آدرستونو داشته باشم خوب....
یه سوالم از نویسنده های گل گلاب این وب دارم{دلمم براتون خیلی تنگ شده}{گریه} میتونم بدونم
دکتر آیسی کیه؟ یادم رفته به دوتا تون شک دارم اما اینجا که نمیشه اسم ببرم لطفا بهم
اس ام اس کنید...مرسی
خوب میخوام یه چندتا جوک یا لطیفه یا طنز یا فکاهی یا هرچی که شما خرخونا اسمشو میذارین
براتون بگم
عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی
(جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )
ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم)
ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)
ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی
( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)
ـ كشف نمک توسط جومونگ و سربلند بیرون آمدن جومونگ از این امتحان الهی را به ملت همیشه در صحنه تبریک عرض مینماییم
آخرین اخطار ماهواره امید به سیاره بهرام: فاصله خودتو با زهره و ناهید حفظ کن
آخرین پیام از ماهواره امید: من شارژم تموم شده بهتون میسكال میزنم
خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه بازم میگم نظر یادتون نره هااااااان
دلم براتون تنگ میشه خیلی.......
بای بای
سریال ها:
اشک ها و لبخندها(نام موقت)-شبکه۱ ساعت:۱۰/۲۲-
ماه عسل-شبکه۲ ساعت:۳۰/۲۱-
مرد دو هزار چهره -شبکه۳ ساعت:۲۳-
عید امسال-شبکه ۵ ساعت:۳۰/۱۹-
فیلم های سینمایی:
شبکه یک:آغاز سحرگاه(اکشن-درام) قبل از اینکه شیطان بدان مرده ای(جنایی-دلهره آور) کودک و روباه(حادثه ای-خانوادگی) بمانی هفتم(خانوادگی) هیاهوی بچه(کمدی) ماه قرمز(خانوادگی) مکزیکی(حادثه ای-کمدی) عنکبوت و رز(کمدی) گراناز(خانوادگی) میلیونر زاغه نشین(درام-جنایی) بیگانه ای پشت در(درام-دلهره آور) رفتن به خانه(کمدی) بیرون از بهشت(درام) پرنده کوچک(درام فانتزی-ورزشی) خشاب خال(جنگی) بهار شیرین(درام) دختر جوان و گرگ ها(فامیلی) پایان بازی(درام)
هر روز ساعت ۱۶
شبکه دو:راه حل نهایی(علمی-تخیلی) توطئه۱(اکشن) توطئه۲ کلاه چرمی ها(ورزشی) ماه از روی سکو(اجتماعی) دنیای بدون دزدها(کمدی) حول حالنا۱و۲ - کارلیتوس(ورزشی) حلقه(خانوادگی) "یک فیلم ایرانی برای ۶فروردین" شکست(جنایی) محبوبه(ایرانی-خانوادگی) آقای۳۰۰۰(کمدی) عید به خانه می آید(ایرانی-خانوادگی) جرقه نبوغ(درام) تجارت جهانی - من و شیطان(ایرانی- خانوادگی) ماجرای دسپرو(انیمیشن-خانوادگی)
هر روز ساعت ۴۵/۲۲
شبکه سه:تلألو(ایرانی-خانوادگی) اگه می تونی منو بگیر(ایرانی-خانوادگی) دار و دسته فوتبالیست ها(ورزشی) ده رقمی(کمدی) کودکان آسمان(حادثه ای) همسر دلخواه من(خانوادگی) مومیایی۳(اکشن-فانتزی) پسرها سرباز به دنیا نمی آیند(خانوادگی) مردی به نام بیپ(تاریخی) ای دوست مرا به خاطر بسپار(خانوادگی) شوالیه تاریکی(اکشن) ارتفاع۶:۴۱(ایرانی-خانوادگی) دوستای جون جونی(جنایی) رفیق بد(ایرانی-خانوادگی) سر شاخ(ایرانی-خانوادگی) خط های باریک آبی(کمدی-جنایی) قهرمان تحت تعقیب(اکشن-جنایی)
هر روز ساعت ۲۰
سلام،اگه میخوای بگی خوبی به خودت زحمت نده من حال و حوصله ندارم،میدونی چرا؟چون سرکار خانم ناظم خیلی زیبا دراومدن گفتن که سوم ها امسال آزمون ورودی ندارن!یعنی چی خب؟!چطور پارسال بود حالا امسال نیست؟چرا ما ساله پیش خودمون رو کشتیم تا قبول بشیم و حالا اینجوری!!!
دیگه هم حوصله ندارم،
لطف کنید دیگه الکی نگید دوستم دارید!!!
نه،حوصلم اومد سر جاش!!!یکی زنگ زد یه چیزی گفتش که تا 30دقیقه در شک بودم اینقدر هنگ کردم که به یارو گفتم امتحان های ما 19اردیبهشت شروع میشه!یکی نیست به من بگه به اون بیچاره چه مربوط!
امروز هم تقویم های سمپاد رسیدن منتها سررسیدها نرسیدن!ماشاالله سال به سال هم که این تقویم ها بی ریخت تر میشن!به یاده تقویم سال اول راهنمایی بقیه پست رو نمی نویسم!
خداحافظی هم باشه بعداً!
سلام به بچه های گل و بلبل سمپادی!خوب هستید اگر خدا بخواهد1؟ما هم اگر دبیران بخواهند خوبیم،آخر می دانید طبق بررسی داده ها و نداده های کمدمان دریافتیم هیچ گونه جسم فضایی و غیر فضایی برای عید موجود نیست!از این قرار بود که فکر آزاد و رها و خلاصه دست نخورده مان را مشوش کردیم،که چه بپوشیم و چه نپوشیم؟! البته چندی بعد دریافتیم که این دو تفاوتی ندارند که!!! چون اصلا چیزی نبود که ما بخواهیم بپوشیم یا نپوشیم.
بدین صورت بود که قدم در وادی بسیار خلوت(!!!)بازار گذاشتیم و به خرید کردن شتافتیم،اما چَشمتان2 روز بد نبیند که آنی نگذشته بود که ورودی بسیار ناخوشایند به قسمت پردازش مغز ما رسید و آنی بعد به صورت خروجی در اکسپلورر مغز ما نمایش داده شد که کجایی خواهر که وضع اینجا بدتر از کمد خودت است!
پس آز آن ورودی تاسف بار تصمیم گرفتیم که همان جا بست بنشینیم و اعتراض کنیم اما پتکی بر سرمان خورد که ای دخترک دیوانه پس 2اصل تکبر و غرور کی به دیار باقی شتافت که ما نگرفتیم و ما نیز گفتیم که کوتاه بیا جان برادر!بگفتا برادر دگر کیست؟! گفتیم پشیمان گشتیم باشد بی خیال تا بدتر از این نگشته است! گفت "این" چیست دگر؟ گفتیم اصل مطلب را رها نموده و جانشین اسم را چسبیده ای؟ و .....
از پس این جریانات بود که به خانه بازگشتیم و تنها چیزی که نصیبمان شد اختلالات گفتاری و یک دیکشنری گفتاری دیگر بود.
در بدو ورود با عزیز جون روبرو شدیم که گفتند باز که تنها رفتی بیرون خواستیم بگوییم که خیالت راحت باشد که ذهن ما نگهبانی بس قابلی است که نمی گذارد ما دست از پا خطا کنیم اما نگفتیم دگر!
آمدیم خانه و گرفتیم با خیال راحت خوابیدیم و در نتیجه این حرکت بی سابقه امتحان ادبیاتی تاریخی دادیم!به عمرمان چنان آرامش خیالی نداشته بودیم می دانید از بهر چه بود این آرامش؛ حالا این مسئله که شما می خواهید یا نه زیاد مهم نیست چون در هر صورت من که میگم!
میدونید برای بار اول در عمرمان درس نخوانده بر سر کلاس رفتیم که بر سر این مسئله چون چیزی نمی دانستیم دگر نگرانی اینکه نکند این سوال یادم برود یا این با اون قاطی شود، نبود!
خب، خوابم میاد دیگه فردا هزارتا بدبختی دارم واسه خودم!
راستی شما تا کی تشریف مبارک تون رو می برید مدرسه؟
من که طبق اقدامی بی سابقه تصمیم اتخاذ کردیم که 28 اسفند نیز به مدرسه روانه شویم!
شوخی کردم ما از این تصمیم ها نمیگیریم که!!!مدیر گفت ما نیز به راننده سرویس گفت که قید مجلس عروسی خواهرزاده ات رو میزنی پا میشی میای دنبال ما!
وای، از دست خودم!من رفتم دیگه!
راستی من میدونم چقدر دوستم دارید نمی خواد اینقدر تو نظراتتون بگید!!!
1:برای پاسداری از فرهنگ فارسی از گفتن انشاالله خدداری شد.
2:توجه شود که "چ" به علاکت فتحه خوانده شود.
حدود 2500 سال قبل,کف بینی در هندوستان آغاز شد و به تدریج در دیگر نقاط جهان گسترش پیدا کرد.به وسیله کف بینی,شخصیت,ذات و سرشت افراد مشخص و استعدادهای درخشان و پنهانی آنها کشف می شود و پیش بینی آینده انها صورت میگیرد.در کف بینی دانش نظری همراه با تمرین و ممارست بسیار زیاد به پیشگویی درست کمک میکند.
به نظر کف بین های غربی انسان با دست چپ خود به دنیا می آید ودست راست را نشاندهنده ی شخصیت و زندگی و آینده فرد است.کف بین های هندی عقیده دارند که در کف بینی باید برای زنان دست چپ و برای مردان دست راست را در نظر گرفت.
کف دست دارای چندین خط و برآمدگی,همراه با علائم و نشانه های مختلف است.تمام این موارد به اضافه اندازه و شکل دست,راهنمای پیشگویی و فال بینی هستند.مهمترین خطهای کف دست به این نام ها هستند:خط زندگی,خط قلب,خط سرو خط تقدیر.در کف دست انسان 7 برآمدگی وجود دارد که بر اساس خدایان اساطیری یونان نامگذاری شده اند و بیانگر ویژگیهای ذاتی انسان هستند.خطوط مختلف کف دست هم بازگوکننده زندگی فرد در نقاط مختلف زندگی و شخصیت او هستند.علائم و نشانه های مختلف مثل ستاره,مربع,...در نقاط مختلف دست مشخص کننده وقایع خوب و بد زندگی فرد هستند.
خط زندگی نشان دهنده ی حیاط و طول عمر؛خط قلب نشان دهنده ی شرایط فیزیکی قلب و شرایط عاطفی؛خط سر نشان دهنده ی ویژگی های ذهنی و توانایی ها؛خط تقدیر نشان دهنده ی ثروت و بخت و اقبال است.
بر آمدگی های مختلف کف دست بنابر نامشان نشان دهنده ی یک ویژگی هستند.بر آمدگی «ژوپیتر»نشانه ی اندیشه گرایی؛برآمدگی «مارس» نشانه ی شجاعت؛برآمدگی «ونوس» نشانه ی عشق و محبت؛و برآمدگی «لونا» نشانه ی حالات روان شناختی فرد است.
بعضی از کف بین ها سعی دارند عملی برای صحت کف بینی پیدا کنند و در صدد هستند ثابت کنند بین خطوط کف دست و تأثیر ستارگان بر انسان در هنگام تولد رابطه ای وجود دارد,ولی تا کنون موفق به این کار نشدند.